انواع اختلالات رفتاری غذا خوردن

  • منبع: circledna
  • شنبه 02 آبان 1405
  • 7 دقیقه مطالعه

اختلال در رفتارهای غذایی بسیار شایع‌تر از اختلالات خوردن است. اگرچه رفتارهای غذایی نامنظم معمولا نسبت به اختلالات خوردن شدت کمتری دارند، اما همچنان بسیار ناسالم هستند. رابطه ما با غذا همیشه آنطور که باید سالم نیست؛ این مساله می‌تواند باعث اختلال در عادات غذایی شود.

 

رفتارهای غذایی ما اغلب ناشی از میل به تغذیه نیست، بلکه احساسات، فشارهای اجتماعی، تنهایی و عوامل دیگر نیز بر آن تاثیر می‌گذارند. ایجاد عادات غذایی مشکل‌ساز آسان است، به‌خصوص زمانی که از غذا به‌عنوان مکانیزم مقابله‌ای استفاده می‌شود.

 

اختلال در رفتارهای غذایی (این اختلالات را با اختلالات خوردن، مانند بی‌اشتهایی عصبی یا پرخوری عصبی اشتباه نگیرید) اصطلاحی است که برای توصیف الگوهای غذایی نامناسب و ناسالم به کار می‌رود.

 

افراد مبتلا به الگوهای غذایی نامنظم ممکن است با معیارهای اختلال خوردن تشخیص داده شده توسط انجمن روانپزشکی آمریکا مطابقت نداشته باشند، اما عادات غذایی آن‌ها می‌تواند همچنان بسیار ناسالم باشد.

 

پرخوری یا غذاخوردن افراطی

مانند اختلالات خوردن، رفتارهای غذایی ناسالم اغلب در یکی از این دو دسته قرار می‌گیرند: خوردن افراطی یا کم‌خوری.

 

همان‌طور که افراط در غذا خوردن ناسالم تلقی می‌شود، کم‌خوردن نیز می‌تواند ناسالم باشد.

 

اختلال پرخوری (Binge Eating Disorder) نوعی اختلال خوردن است که با دوره‌های مکرر مصرف مقادیر زیادی غذا، گاهی معادل هزاران کالری در یک وعده، همراه با احساس از دست دادن کنترل بر غذا خوردن مشخص می‌شود.

 

در جامعه امروزی، افراد فقط به منظور تغذیه یا رفع گرسنگی غذا نمی‌خورند؛ بسیاری از ما برای لذت است که غذا می‌خوریم که اغلب به عنوان یک «افراط» در نظر گرفته می‌شود، نه یک ضرورت. اگر به‌مدت سه ماه، دست‌کم یک بار در هفته چنین دوره‌هایی از پرخوری را تجربه می‌کنید، ممکن است به اختلال پرخوری مبتلا باشید. با این‌حال، اگر این رفتار را تجربه می‌کنید، اما به‌طور مکرر اتفاق نمی‌افتد، احتمالاً با یک الگوی غذایی نامنظم و گرایش به پرخوری مواجه هستید.

 

 

اختلالات غذا خوردن

عادات غذایی نادرست مرتبط با پرخوری می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

 

پرخوری هنگام بی‌حوصلگی

 

ما غذا را با احساس لذت مرتبط می‌دانیم، در حالی که سر رفتن حوصله یک تجربه ناخوشایند است. بنابراین، مقابله با بی‌حوصلگی با زیاده‌روی در خوردن، اتفاقی معمول است. برخی غذاها، مانند خوراکی‌های شیرینی که اغلب در مهمانی‌ها سرو می‌شوند، به‌طور طبیعی با احساس لذت ارتباط دارند. وقتی به دلیل بی‌حوصلگی این غذاها را می‌خوریم، سعی می‌کنیم احساس لذت ناشی از این مراسم را به یاد آوریم.

 

بر خلاف گرسنگی فیزیکی که به تدریج ظاهر می‌شود و می‌توان با استفاده از مواد مغذی مناسب آن را برطرف کرد، رفع بی‌حوصلگی با غذا دشوار است. درنتیجه، فرد ممکن است کالری زیادی مصرف کند، اما به هدف اصلی خود، یعنی لذت بردن، دست نیابد.

 

غذا خوردن احساسی

 

غذا خوردن احساسی که اغلب به عنوان "خوردن استرسی" یا "خوردن احساسات" شناخته می‌شود، یکی از رایج‌ترین انواع پرخوری است که با هدف سرکوب کردن یا تسکین احساسات منفی از قبیل اضطراب و خشم و دلهره و اندوه انجام می‌شود.

 

غذا خوردن می‌تواند به ما کمک کند تا حواسمان را از احساسات منفی پرت کنیم و البته گاهی مقادیر فراوان غذا مکانیزمی برای مقابله با غم و اندوه یا استرس است. بسیاری از افراد از غذا به‌عنوان راهی برای مقابله با احساسات منفی استفاده می‌کنند.

 

احساساتی مانند غم، استرس یا ترس می‌توانند احساس پوچی و از دست دادن کنترل را ایجاد کنند. غذا خوردن ممکن است راهی برای پر کردن این خلأ و ایجاد احساس سیری یا رضایت موقت باشد. متاسفانه، گرسنگی عاطفی به راحتی با خوردن غذا فروکش نمی‌شود. کسانی که برای مقابله با احساسات سخت خود غذا می‌خورند، اغلب در نهایت احساس بدتری خواهند داشت، زیرا مقادیر زیادی غذاهای پر از قند و کربوهیدرات می‌خورند.

 

هیچ گاه زمانی که بیش از حد غذا می‌خورید احساس خوبی نخواهید داشت زیرا در نهایت متوجه می‌شوید که چقدر افراط کرده‌اید و بیش از اندازه حس سیری می‌کنید. این غذاها ممکن است در ابتدا احساس آرامش ایجاد کنند، اما در برخی شرایط، نوسانات قند خون می‌توانند بر خلق‌وخو تأثیر بگذارند. همچنین، نفخ، احساس گناه و شرمندگی از دیگر پیامدهای احتمالی این رفتار هستند.

 

نقش ژنتیک در تغذیه و پرخوری


رفتارهای غذایی، از جمله پرخوری و غذا خوردن افراطی، تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل مانند عادت‌های غذایی، استرس، خواب، محیط زندگی و زمینه‌ی ژنتیکی قرار دارند. برخی تفاوت‌های ژنتیکی می‌توانند بر اشتها، احساس گرسنگی و سیری و ترجیحات غذایی تأثیر بگذارند؛ اما ژنتیک به‌تنهایی تعیین‌کننده‌ی رفتارهای غذایی نیست.

 

اختلال پرخوری با دوره‌های تکرارشونده‌ی مصرف مقادیر زیاد غذا در مدت‌زمان کوتاه، همراه با احساس از دست دادن کنترل و ناراحتی قابل‌توجه، مشخص می‌شود. تشخیص این اختلال به ارزیابی بالینی نیاز دارد.

 

برای آشنایی بیشتر با جنبه‌های ژنتیکی مرتبط با تغذیه، می‌توانید به نمونه‌ی گزارش ژنتیک تغذیه‌ی حنیفا مراجعه کنید. وجود یک واریانت ژنتیکی مرتبط با اشتها یا رفتارهای غذایی، به معنای بروز قطعی پرخوری نیست. تفسیر نتایج ژنتیکی و تصمیم‌گیری درباره‌ی تغذیه باید با نظر متخصص انجام شود.

سوالات شما