پیوند ژنتیکی، میزوفونیا با اضطراب و افسردگی

  • منبع: sciencealert
  • شنبه 02 اسفند 1404
  • 10 دقیقه مطالعه

میزوفونیا چیست و چرا برخی صداها غیرقابل‌تحمل‌اند؟


میزوفونیا (Misophonia) به معنای «بیزاری از صدا»ست؛ اما نه هر صدایی.

 

افراد مبتلا معمولاً نسبت به صداهای خاص و تکرارشونده مثل صدای جویدن، نفس کشیدن، قل‌قل خودکار یا تق‌تق انگشت واکنش شدید هیجانی نشان می‌دهند.

 

این واکنش می‌تواند شامل خشم ناگهانی، اضطراب، تنش بدنی یا میل به ترک موقعیت باشد. نکته مهم این است که شدت واکنش، متناسب با شدت صدا نیست؛ بلکه مغز این صداها را به‌صورت تهدید یا محرک بسیار آزارنده پردازش می‌کند.

 

میزوفونیا و سلامت روان


از نظر سلامت روان، میزو‌فونیا می‌تواند با اضطراب، وسواس فکری–عملی (OCD)، افسردگی یا حساسیت‌های حسی همپوشانی داشته باشد.

 

قرار گرفتن مداوم در معرض صداهای محرک، باعث افزایش برانگیختگی سیستم عصبی و استرس مزمن می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند روابط خانوادگی، عملکرد شغلی و کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.

 

برخی افراد برای اجتناب از صداهای محرک، از موقعیت‌های اجتماعی فاصله می‌گیرند که این مسئله خطر انزوا و افت خلق را افزایش می‌دهد.

 

میزوفونیا

 

آیا می‌توان میزو‌فونیا را کنترل کرد؟

 

راهکارهای درمانی و حمایتی


خبر خوب اینکه میزو‌فونیا قابل مدیریت است. رویکردهایی مانند درمان شناختی–رفتاری (CBT)، آموزش تنظیم هیجان، تکنیک‌های مواجهه تدریجی، تمرین‌های آرام‌سازی و در برخی موارد مشاوره روان‌پزشکی می‌توانند به کاهش شدت واکنش‌ها کمک کنند.

 

آگاهی اطرافیان نیز نقش مهمی دارد؛ درک این موضوع که واکنش فرد «لوس‌بازی» یا «اغراق» نیست، بلکه پاسخی عصبی–هیجانی واقعی است، اولین قدم برای حمایت مؤثر و بهبود سلامت روان فرد مبتلاست.

 

بررسی علمی



بیشتر افراد می‌توانند درک کنند که وقتی کسی ناخن‌هایش را روی تخته‌سیاه می‌کشد چه‌قدر احساس ناراحتی می‌کنند.


برای افرادی که دچار میزوفونیا هستند، صداهایی مانند هورت کشیدن، خر و پف، نفس کشیدن و جویدن می‌توانند واکنشی به همان اندازه استرس‌زا ایجاد کنند.


مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۳ توسط پژوهشگرانی در هلند منتشر شد نشان می‌دهد این وضعیت، ژن‌هایی مشترک با اختلالات خلقی مانند اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دارد.


چندین روان‌پزشک از دانشگاه آمستردام، با تحلیل داده‌های ژنتیکی، دریافتند افرادی که خودشان اعلام کرده بودند میزوفونیا دارند، بیشتر احتمال داشت ژن‌های مرتبط با اختلالات روان‌پزشکی و همچنین وزوز گوش را داشته باشند.


بیماران مبتلا به وزوز گوش(زنگ ممتد و زیر در گوش) نیز بیشتر احتمال دارد علائم روان‌شناختی افسردگی و اضطراب را تجربه کنند.


و همچنین مشخص شد که با ژنتیکPTSD هم‌پوشانی وجود دارد.


این بدان معناست که ژن‌هایی که حساسیت به PTSD ایجاد می‌کنند، احتمال میزوفونیا را نیز افزایش می‌دهند و این می‌تواند به یک سامانه عصبی-زیستی مشترک اشاره داشته باشد که هر دو را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

این می‌تواند نشان دهد که تکنیک‌های درمانی مورد استفاده برای PTSD شاید بتوانند برای میزوفونیا نیز به کار روند.


این به این معنا نیست که میزوفونیا و این شرایط الزاما سازوکارهای مشترک دارند، بلکه فقط نشان می‌دهد که برخی از عوامل خطر ژنتیکی ممکن است مشابه باشند.


پژوهش‌های پیشین نشان داده بودند افرادی که میزوفونیا را تجربه می‌کنند بیشتر تمایل دارند ناراحتی خود را درونی‌سازی کنند.


این پژوهش این موضوع را تأیید کرد و نشان داد ارتباط‌های قوی با ویژگی‌های شخصیتی مانند نگرانی، احساس گناه، تنهایی و روان‌رنجوری (نوروتیسیزم) وجود دارد.


واکنش‌ها به یک صدای محرک می‌توانند از آزردگی و خشم تا ناراحتی‌ که در زندگی روزمره اختلال ایجاد می‌کند متغیر باشند. پژوهشگران می‌نویسند: استدلال شده است که… میزوفونیا مبتنی بر احساس گناه نسبت به آزردگی و خشمی است که برانگیخته می‌شود، نه خودِ بروز رفتاری خشم که موجب ناراحتی می‌شود.


میزوفونیا با اضطراب و افسردگی پیوندهای ژنتیکی دارد، پژوهش نشان می‌دهد، افراد مبتلا به میزوفونیا می‌توانند واکنش شدیدی به صداهای محرک داشته باشند.


افراد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(ASD) کمتر احتمال داشت میزوفونیا را تجربه کنند. این موضوع غیرمنتظره بود، زیرا افراد مبتلا به ASD اغلب توانایی کمتری در تحمل صداها دارند.


در این مقاله نشان می‌دهد که میزوفونیا و ASD از نظر تنوع ژنومی نسبتا اختلالات مستقلی هستند.


این احتمال را مطرح می‌کند که اشکال دیگری از میزوفونیا وجود داشته باشد، شکلی که عمدتا ناشی از شرطی‌سازی خشم یا سایر هیجان‌های منفی نسبت به صداهای محرک خاص است که توسط ویژگی‌های شخصیتی تعدیل می‌شود.


این داده‌ها عمدتا از جمعیت‌های اروپایی به دست آمده است، بنابراین ممکن است همین ارتباط‌ها در جمعیت‌های دیگر دیده نشود.


علاوه بر این، در نمونه‌های داده‌ای در این مقاله میزوفونیا به‌طور پزشکی تشخیص داده نشده بود و فقط بر اساس گزارش شخصی افراد ثبت شده بود، که ممکن است نتایج را دچار سوگیری کند.


اما این مطالعه همچنین سرنخ‌هایی فراهم می‌کند درباره‌ی اینکه پژوهش‌های بعدی برای یافتن سازوکار زیستیِ پشت میزوفونیا باید بر چه مواردی تمرکز کنند.


پژوهشگرانی که آن نظرسنجی را انجام دادند دریافتند: شیوع میزوفونیا در بریتانیا ۱۸٫۴ درصد است و توضیح دادند که این نتایج فقط نماینده‌ی بریتانیا است و ممکن است در سایر نقاط جهان متفاوت باشد.


تیم پژوهش از یک الگوریتم استفاده کرد تا پاسخ‌دهندگان نظرسنجی را از نظر جنسیت (از جمله افراد غیر دودویی)، سن و قومیت به شکلی توزیع کند که بازتاب‌دهنده داده‌های سرشماری بریتانیا باشد، تا نمونه‌ای نماینده از افراد بالای ۱۸ سال به دست آورد.


۷۷۲ داوطلب پرسشنامه‌ای را درباره‌ی صداهای محرک احتمالی و واکنش‌های احساسی خود تکمیل کردند، که پنج جنبه از میزوفونیا را بررسی می‌کرد: احساس تهدید عاطفی، ارزیابی‌های درونی و بیرونی، طغیان‌ها و تأثیر.

 

میزوفونیا


میزوفونیا با اضطراب و افسردگی پیوندهای ژنتیکی دارد، پژوهش نشان می‌دهد واکنش‌ها به یک صدای محرک می‌توانند از آزردگی و خشم تا ناراحتی‌ که در زندگی روزمره اختلال ایجاد می‌کند متغیر باشند.


یک روان‌شناس بالینی از دانشگاه آکسفورد، هنگام انتشار نتایج گفت: نظرسنجی ما پیچیدگی این وضعیت را ثبت کرده است.


میزوفونیا چیزی فراتر از صرفا اذیت شدن توسط برخی صداهاست.


دو تفاوت کلیدی میان افراد مبتلا به میزوفونیا و جمعیت عمومی وجود دارد.


نخست اینکه احساسات منفی نسبت به صداهایی که به طور عمومی ناخوشایند تلقی می‌شوند، در این افراد بیشتر با خشم و وحشت همراه بود. آن‌ها گزارش دادند که احساس گرفتار شدن یا درماندگی می‌کنند و نمی‌توانند از صدا فرار کنند.


در نهایت، افراد مبتلا به میزوفونیا بیشتر احتمال داشت از صداهایی مانند نفس کشیدن و بلعیدن معمولی آزرده شوند، در حالی که این صداها در جمعیت عمومی هیچ واکنشی ایجاد نمی‌کرد.


این محققان معتقدند پرسشنامه‌ی آن‌ها می‌تواند ابزاری مفید برای کمک به سایر درمانگران باشد تا افرادی را که از میزوفونیا رنج می‌برند شناسایی کنند.


مطالعاتی مانند این‌ها برای درک اینکه چگونه ادراک ما از جهان با توانایی ذهنمان برای کنار آمدن درون آن پیوند دارد، ارزشمند هستند.


نتیجه این که میزوفونیا بیشترین هم‌پوشانی را با اختلالات روان‌پزشکی و نمایه‌ی شخصیتی سازگار با اضطراب و PTSD نشان می‌دهد.


سلامت روان را در ژن‌های خود جستجو کنید.


گزارش ژنتیک سلامت روان حنیفا، احتمال ابتلای شما به اختلالات روانی را از لحاظ ژنتیکی بررسی می‌کند. نتایج این بررسی به شما کمک می‌کند تا از احتمال ابتلا به اختلالات روان آگاه شده و فشارهای محیطی و سبک زندگی‌تان را در جهت بهبود کیفیت سلامت روان خود تنظیم کنید.

 

از سوی دیگر، یک مشکل رایج برای افراد درگیر با اختلالات روان این است که برای پیدا کردن داروی موثر، باید چندین داروی مختلف را امتحان کنند.

 

گزارش ژنتیک سلامت روان با شناخت دقیق ژن‌های دخیل در بروز بیماری، می‌تواند به پزشک جهت تجویز بهترین دارو کمک کرده و به مدیریت سریع و موثر علائم اختلال کمک کند. بنابراین می‌توان اذعان داشت که گزارش ژنتیک سلامت روان حنیفا در غربالگری بهتر و شخصی‌سازی درمان اختلالات روان نیز موثر خواهد بود.

سوالات شما